سلام دوستای من حالتون خوبه؟در سلامتی کامل به سر می برید
(من چهقده از این شکلکه
خوشم میاد)
قبل از هر چیز فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و به همه ی شما دوستای گلم تبریک میگم

بينم چي كارا ميكنيد؟
درس میخونید؟ (قابل توجه پش کنکوریا)
والا نيييدونم آفتاب از كدوم طرف در اومده بزنم به تخته بنده هم درس بخون شدم
اگه ميبينيد اين روزا كمتر اينجا آفتابي ميشم واس خاطره همينه ديگه
حالا باشه بعد كنكور مي جبرانم و بيشتر بهتون سر ميزنم
يه وقت از دستم دلخور نشيدااااااا 
ok
و در آخر هم يك جمله ي طلايي
عشق صبور است عشق مهربان است عشق حسود متكبر يا خشن نيست
بر راه خود اصرار نمي ورزد
كج خلق و زود رنج نيست
از حقيقت شاد ميشود همه چيز را تحمل مي كند همه چيز را باور مي كند به همه چيز اميدوار است
همه چيز را تحسين ميكند
عشق هرگز پايان نمي پذيرد

خوب ديگه با اجازه رفع رحمت كنم
مواظب خودتون باشید
یادتون نره تو این روزای پر برکت ما رو هم دعا كنيد
دوستتون دارم
بای بای
نگاشته شده بوسیله ی نفیسه در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت
به چشمان پريرويان اين شهر
به صد اميد مي بستم نگاهي
مگر يك تن از اين ناآشنايان
مرا بخشد به شهر عشق راهي
به هر چشمي به اميدي كه اين اوست
نگاه بي قرارم خيره مي ماند
يكي هم، زينهمه نازآفرينان
اميدم را به چشمانم نمي خواند
غريبي بودم و گم كرده راهي
مرا با خود به هر سويي كشاندند
شنيدم بارها از رهگذاران
كه زير لب مرا ديوانه خواندند
ولي من، چشم اميدم نمي خفت
كه مرغي آشيان گم كرده بودم
زهر بام و دري سر مي كشيدم
به هر بوم و بري پر مي گشودم
اميد خسته ام از پاي ننشست
نگاه تشنه ام در جستجو بود
در آن هنگامه ي ديدار و پرهيز
رسيدم عاقبت آن جا كه او بود
"دو تنها و دو سرگردان، دو بي كس"
ز خود بيگانه، از هستي رميده
از اين بي درد مردم، رو نهفته
شرنگ نااميدي ها چشيده
دل از بي همزباني ها فسرده
تن از نامهرباني ها فسرده
ز حسرت پاي در دامن كشيده
به خلوت، سر به زير بال برده
به خلوت، سر به زير بال برده
"دو تنها و دو سرگردان، دو بي كس"
به خلوتگاه جان، با هم نشستند
زبان بي زباني را گشودند
سكوت جاوداني را شكستند
مپرسيد، اي سبكباران! مپرسيد
كه اين ديوانه ي از خود به در كيست؟
چه گويم! از كه گويم! با كه گويم!
كه اين ديوانه را از خود خبر نيست
به آن لب تشنه مي مانم كه ناگاه
به دريايي درافتد بيكرانه
لبي، از قطره آبي تر نكرده
خورد از موج وحشي تازيانه
مپرسيد، اي سبكباران مپرسيد
مرا با عشق او تنها گذاريد
غريق لطف آن دريا نگاهم
مرا تنها به اين دريا سپاريد
فریدون مشیری
نگاشته شده بوسیله ی نفیسه در پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره فرشته ی روی زمین

منابع اصلی
نگاشته ها توسط
فرشته های به یاد ماندنی
دفتر چه ی خط خورده فرشته
طراح قالب
POWERED BY